Today Photo

چطور شکست عشقی خود را فراموش کنیم؟

اجتماعی | چطور شکست عشقی خود را فراموش کنیم؟ همیشه جدایی و پایان یک رابطه می تواند آسیب های فراوانی داشته باشد به خصوص اگر فرد غافلگیر شود و نداند در چنین موقعیتی باید چگونه برخورد کرد، شاید برای خیلی ازخانم ها و آقایان جوان بعد از دوران آشنایی پیش از ازدواج و نامزدی جدایی و پایان رابطه بسیار مشکل باشد.
 

آنقدر که هر روز آن را به تعویق بیندازند و تا حد ممکن به دنبال راهی برای فرار از چنین موقعیتی باشند ولی قرار نیست بعد از هر خواستگاری ازدواج باشد. گاهی 2 فرد برای هم مناسب نیستند و باید هرچه زودتر رابطه را تمام کنند، این که چگونه باید به رابطه ای پایان داد و بعد از این پایان و جدایی چگونه همه چیز را فراموش کرد و دوباره به زندگی عادی برگشت سوال خیلی از جوان هاست. مسلما کار راحتی نیست ولی می توان با یک نگاه واقع بینانه و بدون آسیب روانی زیاد زندگی جدیدی را آغاز کرد.

همه چیز را نمی توان فراموش کرد

نباید انتظار داشت که بتوان همه چیز را فراموش کرد. بسیار پیش می آید که نمی توانیم خیلی از چیزها را فراموش کنیم به خصوص اگر خاطرات خوبی با آن فرد داشته باشید. به هر صورت بخشی از آن خاطرات همیشه همراه ما خواهد بود. برای رها شدن از گذشته باید یاد بگیرید که ذهن را مدیریت کنید و هر لحظه نسبت به خودتان آگاه باشید و نگذارید ذهن هرگاه که خواست به گذشته سفر کند. اگر دقت کرده باشید بیشتر اوقات ذهن یا در گذشته سیر می کند یا در آینده و کمتر پیش می آید که ذهن به همان زمان حال فکر کند.

اما چگونه می توان ذهن را به زمان حال آورد؟ باید اول یاد بگیرید ذهن تان را ببینید و حواس تان باشد الان ذهن تان در کجاست؟ ذهن مثل کودکی بازیگوش مرتب بین گذشته و آینده گردش می کند، با آموختن روش های بدست گرفتن افسار ذهن می توانید مانع سفر آن به گذشته های نامطلوب شوید.

دستور ایست دهید

این روش را روش ایست ذهنی می نامم، یعنی لازم است خیلی محکم و مقتدر به ذهن تان ایست بدهید تا نتواند به هرکجا خواست برود. شاید برای همه ما پیش آمده باشد که هنگام تماشای تلویزیون یا در تاکسی یا... یک دفعه ذهن به سمت موضوعی در گذشته منحرف می شود و برای دقایقی یا ساعاتی یا حتی چند روز کنترل ذهن از دست می رود.

در حقیقت اگر آگاه نباشید و نبینید که ذهن تان در حال سفر به گذشته است نمی توانید جلوی آن را بگیرید اما اگر حواس تان باشد به محض این که ذهن بخواهد به گذشته سفر کند به آن یک ایست محکم می دهید و از پیشروی آن جلوگیری می کنید. می توانید به خود بگویید: «ساکت، دیگر نمی خواهم بیشتر فکر کنم! یا هیس!» یا در ذهن مان روی این فکرها ضربدر بزنیم و جلوی آن ها را بگیریم.

چطور ذهن تان را خالی کنید

گاهی هم پیش می آید که ذهن ما آنقدر از وقایع گذشته و اتفاقات پیش آمده پر است که انگار ظرف ذهن پرشده و در حال لبریز شدن است و مرتب وقایع در ذهن مرور می شود و نمی توان به موضوع دیگری فکر کرد.

ذهن تا حد معینی گنجایش دارد و باید به نوعی از افکار نامطلوب و دوست نداشتنی خالی شود. بهترین کار در این زمان نوشتن است، کافی است هرچه در ذهن دارید بدون هیچ گونه انتخابی روی کاغذ بیاورید و هیچ چیزی را جا نیندازید، باید کاملا بدون سانسور و صادقانه بنویسید تا ذهن کاملا تخلیه شود. بعد وقتی ذهن کاملا خالی شد، آن کاغذها را دور بیندازید یا حتی بسوزانید.

از اول به جدایی هم فکر کنید

وقتی در مراحل آشنایی پیش از ازدواج یا دوران نامزدی هستید باید از ابتدا هر 2 باهم این توافق را داشته باشید که ممکن است این رابطه به دلایل مختلف از جمله تفاوت خانواده ها یا تفاهم نداشتن یا... به سرانجام نرسد.

در حقیقت بهتر است زوجین قبل از ازدواج با هم این موضوع را روشن کنند که قرار است مدتی را مثلا 6 ماه برای بدست آوردن شناخت باهم باشند تا تصمیم بگیرند که برای هم مناسب هستند یا نه! به همین دلیل از ابتدا به هم وابسته نشوید. علاوه بر این، برای پیشگیری از وابستگی از همان ابتدا هر روز و هر ساعت با هم صحبت نکنید تا مبادا به فضای احساسی وارد شوید. هرچقدر بیشتر به شناخت رسیدید کم کم رابطه را بیشتر کرده و احساسات را وارد رابطه کنید.

اول شناخت، بعد احساسات

حواس تان باشد که برای پیشگیری از آسیب روحی در این مدت آشنایی مثلا 6 ماه باید شناخت تان جلوتر از احساس تان حرکت کند، اگر احساسات زودتر از شناخت پیش برود ممکن است زود به هم وابسته شوید و دیگر دل کندن به این آسانی ها نباشد و نتوان نه گفت.

در دوران نامزدی و آشنایی پیش از ازدواج همیشه این خطر وجود دارد که بین طرفین وابستگی به وجود بیاید. من همیشه به مراجعانم توصیه می کنم، دریچه های احساس تان را زود به روی هم باز نکنید و بعد از چند ماه کم کم از نظر احساس نزدیک شوید.

صادق باشید

اگر به هر دلیلی در دوران آشنایی قبل از ازدواج و نامزدی به این نتیجه رسیدید که به طرف مقابل نه بگویید، در این مواقع توصیه می کنیم حتما با طرف مقابل صادق باشید. بهتر است شما با یک خاطره خوب از هم جدا شوید، باید به این بلوغ برسید که حتما لازم نیست جدایی با دعوا و دلخوری و حرف های آزاردهنده و... باشد، می توان خیلی آرام و با آرامش از هم جدا شد به خصوص اگر همان اول به این توافق رسیده باشید و از ابتدا آگاه باشید که ممکن است از هم جدا شوید. در واقع هر کدام از شما حق دارید بدانید چرا این رابطه نباید ادامه پیدا کند و همچنین شما بتوانید با خود کنار بیایید.

توافق های بعد از جدایی

قبل از جدایی بهتر است با خاطره ای خوش با هم توافق هایی کنید، مثلا این که دیگر با هم تماس نگیرید یا اگر وسایلی رد و بدل یا هدیه شده به هم برگردانید تا هم دوباره خاطرات را یادآوری نکند و هم دیگر بهانه ای برای تماس مجدد نداشته باشید. یعنی از همان ابتدا همه چیزها را آرام آرام از خود جدا کنید.

با اقتدار «نه» بگویید

اگر در دوران آشنایی یا نامزدی وابستگی به وجود آمده باشد، جدایی مشکل می شود و حتی گاهی اتفاقات ناگواری مثل افسردگی و حتی خودکشی هم پیش می آید.

هنگام جدایی نباید تنها به فکر خود باشیم بلکه باید حواس مان به حال و هوای طرف مقابل هم باشد چون وقتی وارد رابطه ای می شویم دیگر تنها خودمان نیستیم بلکه مسئول طرف مقابل هم هستیم و نباید کاری کنیم که به او آسیبی برسد.

اگر قطع یک دفعه ای رابطه ممکن است به او آسیب برساند، در این جور مواقع پیشنهاد می شود به تدریج رابطه کم شود. مثلا اگر 3 روز در هفته با هم صحبت می کردید حال آن را به یک روز در هفته تبدیل کنید تا آرام آرام طرف مقابل برای جدایی آماده شود. حواس تان باشد در این مواقع از موضع قدرت وارد نشوید مبادا حرف های نابجا بزنید و احساس طرف مقابل را زیر سوال ببرید، مهم این است که شما هنگام جدایی رفتاری انسانی داشته باشید.

زمان و اقتدار به همراه هم کمک می کنند تا بتوانید وابستگی طرف مقابل را کم کنید. اگر او ببیند مرتب و مداوم و با اقتدار شما به او «نه» می گویید و او هر راهی را امتحان می کند ولی باز هم نه می شنود، کم کم کنار می آید که از شما دل ببرد.

3 ماه زمان نیاز دارید

وقتی ماشینی با سرعت زیاد در حال حرکت است، هنگام ایستادن یک خط ترمزی روی زمین به وجود می آید، رابطه نیز چنین است. بعد از پایان رابطه مدت زمانی طول می کشد که شرایط دوباره عادی شود. این زمان در درجه اول بستگی به میزان پذیرش شما دارد و بعد باتوجه به راه هایی که برای مدیریت ذهن تان انتخاب کرده اید می تواند این زمان طولانی تر یا کوتاه تر باشد.

معمولا 2 تا 3 ماه زمان می برد که فرد بتواند خود را با شرایط جدید وفق دهد، اصولا می گویند، تغییرات روانی بعد از 3 ماه خودش را نشان می دهد، البته این زمان در آدم های مختلف می تواند کمتر یا بیشتر باشد.

فردا سخت تر از امروز است

اگر در دوران آشنایی به شناختی از طرف مقابل رسیده اید و می دانید باید رابطه را قطع کنید ولی به دلیل وابستگی این کار برای تان راحت نیست با خود بیندیشید که اگر امروز این کار نکنید ممکن است یک ماه دیگر یا یک سال یا حتی 5 سال دیگر با وضعیت بدتری جدا شوید، پس هرچه زودتر این اتفاق بیفتد بهتر است.

باید این بلوغ را در خود به وجود بیاورید که خیلی اوقات اتفاقات زندگی مطابق خواسته شما پیش نخواهد رفت و زمان هایی نمی توانید به خواسته های تان برسید. اگر چنین تحملی را در خود به وجود بیاورید و از همان اول به خود بقبولانید که ممکن است در پایان آشنایی از هم جدا شوید دیگر از جدایی ضربه سنگینی نخواهید خورد.

بنابراین برای جدایی باید اول در ذهن تان تصور کنید که اگر امروز جدا نشوید سال دیگر جدایی برای تان دشوارتر نخواهد بود؟ بعد باید سعی کنید جلوی خودتان را بگیرد و مشغول کارها و فعالیت هایی شوید که کامل ذهن شما را به خود مشغول می کند.

انرژی تان را تخلیه کنید

اگر در دوران جدایی فقط در خانه یا تنها باشید و هیچ کاری هم برای انجام دادن نداشته باشید مسلما اذیت خواهید شد. تمام ذهن شما آدمی است که او را ترک کرده اید و مدام در وسوسه زنگ زدن و ارتباط با او هستید، پس باید خودتان را مشغول کرده و دورتان را شلوغ کنید، خود را در روابط اجتماعی و در بین دوستان تان قرار دهید، به کارها و فعالیت های مورد علاقه تان مشغول شوید تا انرژی شما را به سمت دیگر ببرد چون عشق و دوست داشتن نوعی انرژی است که به سمت شخص مورد علاقه شما معطوف است پس شما باید این انرژی را به سمت دیگری چون ورزش کردن، علاقه های شخصی، سفر و... منحرف کنید، گرچه ممکن است صد در صد فراموش نکنید اما مسلما احساس بهتری پیدا خواهید کرد.

از یک رابطه وارد رابطه نامزدی جدید نشوید

گاهی پیش می آید بعد از جدایی از نامزدی قبلی بلافاصله موقعیت ازدواج دیگری پیش می آید. آیا در چنین مواقعی ازدواج می تواند به فراموشی نامزد قبلی کمک کند؟ مثلا فرض کنید در رابطه قبلی نامزدتان احترام چندانی برای شما قائل نبود، حالا در رابطه جدید شما به محض دیدن کوچک ترین احترامی جذب می شوید و به فاکتورهای دیگر توجه ای نمی کنید و تنها نداشته های رابطه قبلی را در رابطه جدید جست و جو می کنید.

حواس تان باشد شما نباید از رابطه قبلی فرار کنید و تنها منتظر باشید بدون فکر به فرد دیگری وابسته شوید. به همین دلیل پیشنهاد می کنیم بعد از قطع رابطه نامزدی تا چند ماهی نامزدی جدیدی را آغاز نکنید، بهتر است کمی صبر کنید تا خودتان را پیدا کنید و بعد در یک رابطه جدید قرار بگیرید چون در اینجا احتمال اشتباهاتی به وجود می آید که می تواند برای تان سنگین تمام شود.

با کسی حرف بزنید

گاهی بعد از جدایی آنقدر فرد تحت فشار قرار می گیرد که بد نیست با یک مشاور صحبت کند چون شاید مشاور بتواند به او کمک کند تا از فضای وابستگی بیرون بیاید چون گاهی مشاور به تحلیل هایی از دوران کودکی و شخصیت فرد می رسد که می تواند بسیار کمک کننده باشد، از طرف دیگر فضای حمایتی جلسات مشاوره می تواند کمک بیشتری هم بکند اما اگر هم فرد چندان تمایل ندارد از یک مشاور کمک بگیرد می تواند احساساتش را با یک دوست صمیمی یا یکی از اعضای خانواده یا... در میان بگذارد همین بیان احساسات و گفت و گو می تواند بسیار کمک کننده باشد و همچنین خود حرف زدن می تواند بسیاری از استرس ها و فشارها را از بین ببرد.

البته خودتان در ذهن تان باید به این پذیرش رسیده باشید که قطع این رابطه به نفع تان بوده است، در این حالت دیگران نیز با حمایت شان به شما کمک بیشتری می کنند.

به دنبال تغییر باشید

بعد از جدایی هرگونه تغییر محیطی می تواند به شما کمک کند، مثلا سفر یا خرید وسیله ای تازه یا... مثلا اگر از مدت ها پیش می خواستید میز تازه ای برای خود بخرید، حالا همان خرید می تواند کمک کننده باشد.

به سراغ کارهایی بروید که مدت هاست انجام نداده اید و انجام آن ها می تواند حس های جدیدی را در شما ایجاد کند، مثلا می توانید به سراغ کلاس های موسیقی یا سازی که مدت هاست آن را دوست دارید بروید یا آموختن یک زبان تازه یا... بروید تا حسابی مشغول شوید. در واقع به دنبال فعالیت جدیدی باشید که تا به حال به آن نپرداخته اید و می تواند بسیاری از انرژی های تان را تخلیه کند و دیگر فرصت نکنید به چیزی فکر کنید.

نگران حرف مردم نباشید

متاسفانه آدم ها متوجه نیستند که وقتی به حرف دیگران اهمیت زیادی می دهند در واقع خود را تبدیل به عروسکی می کنند که نخ هایش در دست دیگران است، چون باید خود را شبیه حرف دیگران کنند.

ما یک بار بیشتر به دنیا نمی آییم و فرصت کمی هم در اختیار داریم، در این فرصت کوتاه قرار نیست طبق گفته دیگران زندگی کنیم چون در این صورت مسلما زندگی خود را باخته ایم. آدم هایی که از کمبود خودباوری و اعتماد به نفس رنج می برند و تایید درونی ندارند معمولا در بیرون و در حرف های دیگران به دنبال تایید هستند و منتظرند تا ببینند دیگران چه چیزی می گویند تا عمل کنند.

اگر بتوانید خودتان تایید را به خود بدهید دیگر نیازی به حرف دیگران ندارید. فرض کنید در دوران نامزدی به دلیل حرف مردم از طرف تان جدا نشدید ولی بعد از 10 سال دچار مشکلات زیادی شدید اما در این موقعیت شما تنهای تنها هستید و هیچ کدام از آن هایی که قبلا شما به دلیل حرف های شان جدا نشدید حالا حمایت تان نمی کنند و شما در اوج مسائل و مشکلات تان تنها مانده اید.

باید بدانید مردم حرف های زیاد می زنند و شما باید فقط به حرف های خودتان گوش کنید، شما باید جایی در زندگی تان تصمیم بگیرید که فقط خودتان باشید؛ بدون نقاب، بدون فیلم بازی کردن و... .

  منبع : برترین ها
اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
آمار امتیازات
برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 2 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
بدبخت
8 ماه پیش
حدود سه ساله که با کسی ام که عاشق همیم با هم در ارتباط بودیم روز اول که تنها اومد خاستگاریم شماره خونمون از مخابرات پیداکرده بود روز قبلش خونه زن داداشم که دختر خالش بود آشناشدیم اینقد گفتم به خانوادت بگو همدیگه رو دوسداریم ولی اون ترم اولی بود وبیکار وبی پول ولی من لیسانس بودم و کارمیکردم ازم خواست براش بمونم و اینکارو کردم دیروز 27/5/92 به مامانش گفته بود و من دو سالو چهار ماه ازش بزرگتر بودم و مامانش قبول نکرده بود با همه چیزش ساختم چون همدیگه رو دوسداشتیم حالا مامانش قبول نکرده و اون میگه دوست دارم ولی هیچ تلاشی نمیکنه من باتمام علاقم میخوام فراموشش کنم چون به نظرم ادامش فقط دوستیه دارم روانی میشم و نمیتونم فراموشش کنم چون اونم دوسم داره من متولد61 و اون64 هست روز اولم شناسنامم بهش نشون دادم پشیمون بشه ولم کنه ولی همدیگه دوسداشتیم و نتونستیم تا اینجوری شده و فکرش داغونم میکنه -کمکم کنید
حانیه دشتی
7 ماه پیش
ممنون خیلی کار امده
 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 
 
 
 
سن دوستی :
22 ماه
رتبه دوستی :
39
 
امکانات
 
 
 
مطالب
 
 

 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2013 1Doost dot com. All rights reserved.
دوستان




منوی اصلی
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 


خوانندگان ثابت اخبار